المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
363
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
كردم و دوباره آن سخن را گفتم ، عبد اللّه افطح ساكت شد و حرفى نزد ، موسى بن جعفر عليهما السّلام نيز صحبتى نكرد ، چون من ديدم كه هيچكدام از آنان سخنى نگفتند گفتم : از پدر شما شنيدم كه ميفرمود : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : كسى كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد حقا كه مثل مردن در زمان جاهليت مرده است . حضرت موسى بن جعفر فرمود : امامى هست كه بعدا آن را خواهيم شناخت ، من گفتم : آيا نه چنين است كه پدر بزرگوارت اين حديث را شنيده بود ؟ فرمود : به خدا قسم كه اين حديث را پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرموده است ، من بموسى بن جعفر گفتم : آيا تو را امامى هست ؟ راوى گويد : عبد اللّه افطح نشسته بود ولى صحبتى نكرد ( كه بگويد : من امام موسى بن جعفر هستم ) . عمر بن يزيد گويد : من از آن مجلس بلند شدم و آنان را ترك گفتم ، بعد از آن حضرت موسى بن جعفر را ملاقات كردم ، به من فرمود : چون تو سخن را سر بسته گفتى منهم سربسته گفتم ، موقعى كه تو واضح تكلم كردى من نيز واضح تكلم كردم . 11 - روايت شده كه چون عبد اللّه افطح ادعاى امامت كرد جمعيتى از شيعيان پيش او رفتند تا مسائلى را پرسش نمايند . بعضى از آنان پرسيدند : در چه مقدار مال زكات واجب مىشود ؟ گفت : در ( 200 ) درهم پنج درهم زكات واجب مىشود . گفتند : در ( 100 ) درهم چقدر زكات واجب است ؟ گفت : دو درهم و نصف ، مردم از نزد عبد اللّه افطح خارج شدند و بعدا چيزى از او نپرسيدند .